سلام طلسم ماهم شکسته شد و دوباره برگشتیم
سلام دوستای خوبم ممنونم که تواین مدت جویای حال ما بودین و معذرت
می خوام از اینکه
یه مدت نبودیم مامانی از شمام معذرت میخوام که نتونستم واست
حرفای خوبتو بذارم خیلی خیلی ببخشین 

البته
لب تاب قبلیرو ایهانم خراب کرد باتشکر
بعد بابایی به خاطر من زودی
یکی دیگه خرید که مامانی مثلا بیکار نباشه اونم چه بیکاری
ولی کلا
این مدت سرم شلوغ بود به شما یا بعضی وقتها هم که بیکار بودم تنبل
میشدم دیگه با عرض پوزش 

خوب بریم سراغ خبرای این مدت:
قند عسل مامان بابا کلا دندوناشو در اورد 
دو سالگیش تموم نشده هم از پوشک گرفتیمت هم از شیر البته مامانی
گرفتت من فقط یه کوچولو کمک کردم
از پوشک خیلی راحت بای بای
کردی ولی از شیر خداببره اون روزا رو وای نگو نگو تقریبا 4/5 روز اول خوب
بودی ولی بعد البته تونقده خونمون بودم ها توجریان ترک پوشک وشیر
خودم که تنهایی نمیتونستم اره میگفتم از 5روز به بعد وای نخوابیده باجیغ
پامیشدی غذا نمیخوردی فقط جیغ میکشدی تو خواب ناله میکردی دیگه یه
وضعی داشتیم که نگو بعد چندروز تب کردی من فکر کردم سرماخوردی
بردیمت دکتر یه امپول نوش جان کردی ولی بعدا مامانی گفت از شیر بود
اخه خوشگل مامان یکی از عاشقان واقعی شیر بود من از اول میگفتم که
تورو چطوری از شیر میخوام بگیرم که این شکلی گرفتیمت تقریبا نزدیک دو
ماه طول کشید ولی دیگه تموم شد خداروشکر ولی بازم بعضی وقتها
میخوای که اون موقع صورت خوشگلتو روش میزاری و اروم میشی
خودشم پنهونی به بابا اشاره میکنی میگی هیسسس یعنی بابایی
نفهمه بعد کارتو میکنی البته بابایی هم چیزی نمیگه توخودت دوس داری
این شکلی بگی بعد جاتم جداکردم الان پسر من تنهامیخوابه
یعنی از2سالگی ههههههوووووورررراااااا
اما تو خوابیدنت مشکلی نداشتیم
میبینی چه مامان زرنگی هستم تا دوسالگی شیر و پوشکت گرفتم بعد
جاتم جداکردم 

بعد دیگه روز تاسوعا واست قربونی خریدیم قربونی کردیم
هنوز زیاد حرف نمیزنی ولی همه چیو حالی میکنی من نگران نیستم
چون خودمم دیر حرف زدم شبیه خودم شدی عسلم
مثلا:قبلا که به همه عمه میگفتی دیگه با بابایی انقد گفتیم که دیگه
اسمامونو درست میگی
هاپو:به اکثر حیوونا میگی هاپو
2 /3 :وقتی میشماری میگی
گیددی :یعنی رفت
گه:بیا
قاقا:به همه خوردنیها میگی
دردر:به بیرون میگی واز اون جایی که دردر و قاقا خیلی دوست داری
اونا رو بعد ماما و بابا گفتی
به به :به بچه میگی از کوچیک به بزرگ فقطم دوست داری بسشون کنی
اووونووو: یه چیزی بخوای میگی یعنی اونو بذین به من
به وسایل ارایشی خیلی علاقه داری هرچی رو ببینی میدونی مال چیه
از اسباب بازی خیلی خوشت میاد از اولم دوست داشتی از صبح تا شب
میتونی باهاشون بازی کنی
بع بع :یه چیزی بخوری خوشمزم باشه مبگی یعنی خوشمزس
خوابتم از اول خوب بود بعد شیرم حداروشکر خوب میخوابی
عکسارم بعدا میزارم گلم
خدای من از نعمتهای بزرگی که بهم دادی روزی هزار بارتشکر میکنم خدای من
ممنونم خداجونم


سلام طلسم ماهم شکسته شد و دوباره برگشتیم 



