آیهانآیهان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

آیهان امپراتور ماه

سلام طلسم ماهم شکسته شد و دوباره برگشتیم

1393/12/4 16:06
نویسنده : مامان مهسا
254 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستای خوبم ممنونم که تواین مدت جویای حال ما بودین و معذرت

می خوام از اینکه

 یه مدت نبودیم مامانی از شمام معذرت میخوام که نتونستم واست

حرفای خوبتو بذارم خیلی خیلی ببخشین بوسبوسبوس البته

لب تاب قبلیرو ایهانم خراب کرد باتشکر خندونک بعد بابایی به خاطر من زودی

یکی دیگه خرید که مامانی مثلا بیکار نباشه اونم چه بیکاری عینکولی کلا

این مدت سرم شلوغ بود به شما یا بعضی وقتها هم که بیکار بودم تنبل

میشدم دیگه با عرض پوزش خندونکچشمک

خوب بریم سراغ خبرای این مدت:

قند عسل مامان بابا کلا دندوناشو در اورد جشن

دو سالگیش تموم نشده هم از پوشک گرفتیمت هم از شیر البته مامانی

گرفتت من فقط یه کوچولو کمک کردم تشویق از پوشک خیلی راحت بای بای

کردی ولی از شیر خداببره اون روزا رو وای نگو نگو تقریبا 4/5 روز اول خوب

بودی ولی بعد البته تونقده خونمون بودم ها توجریان ترک پوشک وشیر

خودم که تنهایی نمیتونستم اره میگفتم از 5روز به بعد وای نخوابیده باجیغ

پامیشدی غذا نمیخوردی فقط جیغ میکشدی تو خواب ناله میکردی دیگه یه

وضعی داشتیم که نگو بعد چندروز تب کردی من فکر کردم سرماخوردی

بردیمت دکتر یه امپول نوش جان کردی ولی بعدا مامانی گفت از شیر بود

اخه خوشگل مامان یکی از عاشقان واقعی شیر بود من از اول میگفتم که

تورو چطوری از شیر میخوام بگیرم که این شکلی گرفتیمت تقریبا نزدیک دو

ماه طول کشید ولی دیگه تموم شد خداروشکر ولی بازم بعضی وقتها

میخوای که اون موقع صورت خوشگلتو روش میزاری و اروم میشی

خودشم پنهونی به بابا اشاره میکنی میگی هیسسس یعنی بابایی

نفهمه بعد کارتو میکنی البته بابایی هم چیزی نمیگه توخودت دوس داری

این شکلی بگی بعد جاتم جداکردم الان پسر من تنهامیخوابه

یعنی از2سالگی ههههههوووووورررراااااا

اما تو خوابیدنت مشکلی نداشتیم

میبینی چه مامان زرنگی هستم تا دوسالگی شیر و پوشکت گرفتم بعد

جاتم جداکردم آرامبوس

بعد دیگه روز تاسوعا واست قربونی خریدیم قربونی کردیم

هنوز زیاد حرف نمیزنی ولی همه چیو حالی میکنی من نگران نیستم

چون خودمم دیر حرف زدم شبیه خودم شدی عسلم

مثلا:قبلا که به همه عمه میگفتی دیگه با بابایی انقد گفتیم که دیگه

اسمامونو درست میگی

هاپو:به اکثر حیوونا میگی هاپو

2 /3 :وقتی میشماری میگی

گیددی :یعنی رفت

گه:بیا

قاقا:به همه خوردنیها میگی

دردر:به بیرون میگی واز اون جایی که دردر و قاقا خیلی دوست داری

اونا رو بعد ماما و بابا گفتی

به به :به بچه میگی از کوچیک به بزرگ فقطم دوست داری بسشون کنی

اووونووو: یه چیزی بخوای میگی یعنی اونو بذین به من

به وسایل ارایشی خیلی علاقه داری هرچی رو ببینی میدونی مال چیه

از اسباب بازی خیلی خوشت میاد از اولم دوست داشتی از صبح تا شب

میتونی باهاشون بازی کنی

بع بع :یه چیزی بخوری خوشمزم باشه مبگی یعنی خوشمزس

خوابتم از اول خوب بود بعد شیرم حداروشکر خوب میخوابی

عکسارم بعدا میزارم گلم
 

خدای من از نعمتهای بزرگی که بهم دادی روزی هزار بارتشکر میکنم خدای من

ممنونم خداجونم

 

پسندها (4)

نظرات (1)

♥♡مرجان مامان آران و باران♥♡
25 اسفند 93 1:31
سلام عزیزم چه عجبب 1 سالی طول کشید خوش باشید ایشالاا
مامان مهسا
پاسخ
سلام گلم اره تنبلی میکردم ولی اومدم